امروز اومدم اگه اشکال نداشته باشه یه حال گیری بکنم و برم.
تاحالا شده به آینده فکر کنی؟
تاحالا شده به این فکر کنی که ترانه مادری بازم داره تموم میشه؟
نمیخوام گریتون بندازم می خوام درد دل خودمو بگم.ن همیشه به آینده فکر می کنم و میدونم که ترانه مادری بازم داره تموم میشه.آخه من بدجور بااین سریال انس گرفته بودم.هرشب تاساعت ۱۱ بیدار می موندم که سریال ببینم.بعد گاهی اوقات یه دفعه برق می رفت.بازم منتظر می موندم که شاید به آخراشم که شده برسم.اولاش واسه تفریح می دیدم اما بعد که از سیاوش خوشم اومد دیگه باشوق نگاه می کردم.ای کاش ازهمون اول عاشق بودم.ای کاش...............................
حالا نمی خوام سرتونو درد بیارم فقط می خوام بگم سیاوش هر کار دیگه ای هم که بکنه بازم ترانه مادری نمیشه لااقل واسه من .حالا شما رو نمی دونم.
وقتی تبلیغ مرد مجهولو دیدم نمیدونستم چه جوری خوشحالیمو بریزم بیرون دوست داشتم به همه بگم که سیاوش دوباره میاد.یه هفته صبر کردم تا جمعه بشه.دوباره تاساعت پنج و نیم صبر کردم.بعد اونوقت این نامردا با کمال پررویی می نویسن تغییر فیلم امروز.
بااین کارشون دل همه روشکستن.بعد از اون پوستراشو گیر آوردم .هر شب آرزو می کردم
تو خواب ببینمش اما یه بارم ندیدمش.
حالا که فهمیدم لوتکا داره تدوین میشه خدا خدا می کنم زودتر پخشش کنن .بعد که اون پخش شه هم خدا خدا می کنم پسر ها سرباز به دنیا نمی آیند پخش شه و بعد از اون هم خدا خدا می کنم فیلم بعدیش تموم شه و پخشش کنن و .............................
وقتی اون شایعه ی مسخره رو درباره ی ازدواحش شنیدم باگریه هام یه بسته دستمال کاغذی تموم کردم.
وقتی اون مصاحبه ی مذخرف رو خوندم پرینتش گرفتم و پنج شش بار خوندمش .
وقتی خبر کما رو شنیدم همینجور که می خوندمش گریه می کردم و اون روز واسم جهنم شد.
وقتی خبر تکذیب کما رو شنیدم خیلی خوشحال شدم و اون روز واسم بهشت برین شد.
وقتی تو کلاس بودم و شنیدم زنده رود داره باش مصاحبه می کنه تمام کشتیام غرق شدن.
خلاصه....................................
تو این چند ماهه خیلی خبرای خوب و بد راجه بش شنیدم و صد بار مردم و زنده شدم.
حالا تا چند سال دیگه چی میشه
فکر می کردم به مرور زمان واسم عادی میشه و فراموشش می کنم اما بر عکس شد.روز به روز دارم بهش وابسته تر میشم.اینم همش به خاطر احساسی بودنمه.
آخر این قصه چی میشه؟
نمی گم واسه این که ازش خوشم میاد می خوام باهاش ازدواج کنم اما خیلی دوست دارم باهاش یه فیلم بازی کنم.
بگذریم .ولی خواستم اونایی رو که تازه دارن بهش دل می بندن نصیحت کنم. تورو خدا بهش وابسته نشین .اگه خیلی بهش عادت کنین دیگه نمیشه ولش کرد.از بس که دوست داشتنیه...........................................
نوشته شده در جمعه 1 آذر 1387ساعت12:09 توسط سارا | لینک ثابت || نظرات(5) - ارسال نظر -
درباره وبلاگ
![]()
فهرست اصلی
نویسندگان
نوشته های پیشین
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
بدون عنوان
خیلی عصبانیم
تقدیم به همه و ..........................
یه خبر جدید.................
قراربود...............
که شماره می خواین؟
هرکی شماره می خواد.........................
هه هه هه
عکسای خیلی جدید
خواهش می کنم
مصاحبه باسیاوش
عکس های مردمجهول
قلیونم میکشه
وبلاگ جدید
اینم عکس جدید
جشن تولد
عکس
سوال برام پیش اومده
درخدمتیم
عکس های سیاوش خیرابی
عکس های سیاوش خیرابی
آرشیو موضوعی
پيوندها
پیوندهای روزانه
صفحات وبلاگ
[ آخرین صفحه ] [ صفحه 16 از 40
] [ صفحه بعد ]
POWERED BY